<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مطالعات قدرت نرم</title>
    <link>https://www.spba.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مطالعات قدرت نرم</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش مجلس شورای اسلامی در ارتقاء قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_244312.html</link>
      <description>مجلس شورای اسلامی، به‌عنوان نهاد قانون‌گذاری و نظارت در نظام جمهوری اسلامی ایران، نقشی اساسی در تولید، تثبیت و ارتقاء قدرت نرم از طریق تقنین، نظارت کارآمد و نمایندگی مطالبات عمومی ایفا می‌کند. قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی، مبتنی بر مؤلفه‌هایی چون مشروعیت مردمی، عدالت‌محوری، کارآمدی نهادی، مشارکت سیاسی و الگوی اسلامی&amp;amp;ndash;ایرانی پیشرفت است و مجلس می‌تواند با عملکرد مؤثر خود، این مؤلفه‌ها را تقویت نماید. با این حال، چالش‌هایی نظیر تعارض منافع، ضعف شفافیت، اقتصاد رانتی، ساختارهای ناکارآمد تقنینی و غلبه ملاحظات فردی یا جناحی، کارکرد مجلس را در تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی&amp;amp;mdash;به‌عنوان ارکان اصلی قدرت نرم&amp;amp;mdash;با تضعیف مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و تکیه بر مبانی نظری قدرت نرم، حکمرانی خوب و الگوی اسلامی&amp;amp;ndash;ایرانی پیشرفت، به شناسایی و تحلیل این موانع در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نهادی می‌پردازد و راهکارهایی راهبردی برای ارتقاء نقش مجلس در تقویت مشروعیت نظام، افزایش مشارکت عمومی و تحکیم اعتماد اجتماعی ارائه می‌دهد؛ راهکارهایی که اجرای آن‌ها می‌تواند جایگاه مجلس شورای اسلامی را به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی قدرت نرم نظام جمهوری اسلامی ایران تقویت نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از بازدارندگی کلاسیک تا بازدارندگی شناختی: چارچوبی برای مواجهه ایران با تهدیدات ترکیبی</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_245020.html</link>
      <description>پدیده‌ی جنگ که همزاد تاریخ بشریت است، در عصر نوین نیز همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی دولت‌ها به شمار می‌رود. با دگرگونی در سطوح، ماهیت و ابزارهای تهدید، می‌توان از تحول پارادایمی در ماهیت جنگ‌های معاصر سخن گفت؛ تحولاتی که با گذار از قدرت سخت به قدرت نرم و هوشمند، موجب تغییر در اهداف، ابزارها و راهبردهای جنگی شده‌اند. در این چارچوب، بهره‌گیری از فضاهای نرم‌افزاری و اعمال تأثیر بر حوزه‌ی شناختی انسان، از جمله ویژگی‌های برجسته نسل نوین نظریه‌های جنگ به شمار می‌رود که دستیابی به جنگی کوتاه، کم‌هزینه و سرنوشت‌ساز را ممکن می‌سازد. از این رو، دولت‌ها ناگزیرند برای مقابله با این نوع تهدیدات، سازوکارهای دفاعی متناسبی را طراحی و اجرا کنند. جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به مواجهه‌ی روزافزون با جنگ‌های شناختی، نیازمند تدوین راهبردی کارآمد در این حوزه است. با توجه به این ضرورت، بهره‌گیری از مفهوم بازدارندگی شناختی می‌تواند در طراحی یک دکترین دفاعی مؤثر نقش‌آفرین باشد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ تبیینی و بر پایه‌ی داده‌های کیفی، در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که مؤلفه‌های بازدارندگی شناختی جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات شناختی کدام‌اند. فرضیه این پژوهش بیان میدارد که بازدارندگی شناختی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدات شناختی مبتنی بر ترسیم دکترین دفاعی_تهاجمی شناختی، تدوین بایسته های سیاستی_راهبردی و اتخاذ دیپلماسی فعال است که با هدف ارائه رویکردی نوین به امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و ایجاد تاب‌آوری در برابر جنگ شناختی ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی کارکردی فرماندهی و کنترل راهبردی در مواجهه با تهاجم ترکیبی رژیم صهیونیستی: تحلیل محتوای استنتاجی پیام‌های امام خامنه‌ای (خرداد و تیر ۱۴۰۴) مبتنی بر چرخه OODA</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_243631.html</link>
      <description>مدیریت بحران‌های نوظهور و تهاجم‌های ترکیبی، نیازمند عبور از الگوهای کلاسیک و دستیابی به منظومه‌های فرماندهی هوشمندی است که قابلیت تلفیق قدرت سخت و نرم را داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی کارکردی فرماندهی راهبردی امام‌خامنه‌ای در مواجهه با بحران خرداد و تیر ۱۴۰۴، به روش &amp;amp;laquo;تحلیل محتوای استنتاجی&amp;amp;raquo; و در چارچوب مدل چرخه OODA (مشاهده، جهت‌گیری، تصمیم و اقدام) انجام شده است. جامعه آماری شامل چهار پیام کلیدی مقام معظم رهبری در بازه زمانی مذکور است. یافته‌های حاصل از واکاوی لایه‌های پنهان این پیام‌ها نشان می‌دهد که الگوی مکشوفه، خوانشی بومی و شناختی-گفتمانی از چرخه OODA است. در این الگو، مرحله &amp;amp;laquo;مشاهده&amp;amp;raquo; با کادربندی متمایز تهدید، ماهیت بحران را فراتر از رویدادهای فیزیکی تفسیر می‌کند. در مرحله حیاتی &amp;amp;laquo;جهت‌گیری&amp;amp;raquo;، با تزریق مفاهیم قرآنی و تثبیت گزاره‌های اعتقادی، ضمن خنثی‌سازی جنگ روانی و اختلال در نظام محاسباتی دشمن، انسجام ملی بازیابی می‌شود. در مراحل &amp;amp;laquo;تصمیم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اقدام&amp;amp;raquo; نیز، ترکیب هوشمندانه ابهام راهبردی با قاطعیت عملیاتی، موازنه قدرت را به نفع جبهه خودی تغییر می‌دهد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که این الگو با مدیریت هم‌زمان ادراک و میدان، دکترین بازدارندگی را از واکنش صرف به کنشی معنابخش و پیش‌دستانه تبدیل کرده و چارچوبی کارآمد برای معماری امنیت در نبردهای آینده ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجارت روسیه در بنادر شمالی ایران در دوره ناصرالدین شاه</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_245863.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل و بررسی روابط تجاری ایران و روسیه در دوره ناصرالدین شاه می پردازد. در این دوره، تلاش‌های ناکام دولت برای صنعتی‌سازی کشور، همراه با شکست‌های پی‌درپی کارخانجات قند، ریسمان، کاغذ و شیشه، موجب شد تا مسیر توسعه اقتصادی ایران بیش از پیش به حوزه کشاورزی و تجارت خارجی وابسته شود. پژوهش حاضر با اتکا به منابع آرشیوی و کتابخانه ای و با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف تجارت روسیه در بنادر شمالی ایران در عصر ناصری پرداخته و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن را تحلیل می‌کند به نظر می رسد روسیه با بهره‌گیری از امتیازات سیاسی و اقتصادی، از جمله احداث جاده‌ها، سرمایه‌گذاری در شیلات و تأسیس بانک استقراضی، توانست نفوذ خود را در اقتصاد ایران تثبیت کند .یافته های پژوهش نشان می دهد که: در این دوره بنادر شمالی ایران، به‌ویژه انزلی، آستارا و بندرگز، نقش محوری در صادرات محصولات کشاورزی همچون ابریشم، برنج، پنبه و چای به روسیه ایفا کردند. اهمیت این بنادر نه تنها در تأمین مواد اولیه صنایع روسیه بلکه در شکل‌گیری وابستگی اقتصادی ایران به بازارهای شمالی آشکار شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رهیافت قدرت نرم انقلاب اسلامی در مواجهه با جنگ شناختی؛ طراحی مدل بومی دیپلماسی عمومی در عصر پلتفرم‌های فراملی</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_245021.html</link>
      <description>در عصر حاضر، پلتفرم‌های فراملی به عرصه‌ای حیاتی برای منازعات قدرت و جنگ شناختی تبدیل شده‌اند که در آن، ادراک و باورهای مخاطبان، هدف اصلی حملات قرار دارد. انقلاب اسلامی با تکیه بر گفتمان قدرت نرم و ارزش‌های تمدنی، در مواجهه با این آرایش جدید رسانه‌ای نیازمند بازتعریف الگوهای دیپلماسی عمومی است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی مدل بومی دیپلماسی عمومی در بستر پلتفرم‌های فراملی برای مقابله با جنگ شناختی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی با بهره‌گیری از مطالعات اسنادی و نظری، مؤلفه‌های قدرت نرم انقلاب اسلامی (نظیر عدالت‌خواهی، استکبارستیزی و عقلانیت انقلابی) را استخراج و کارکرد آن‌ها را در محیط پلتفرمی تحلیل می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که برای گذار از رویکردهای انفعالی و سلبی، دیپلماسی عمومیِ مطلوب باید مبتنی بر &amp;amp;laquo;مردمی‌سازیِ محتوا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شبکه‌سازیِ تمدنی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روایت‌گریِ کنشگرانه&amp;amp;raquo; باشد. مدل پیشنهادی در این پژوهش با نام &amp;amp;laquo;دیپلماسیِ شناختی- تمدنی&amp;amp;raquo; در سه لایه راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی تدوین شده است که ضمن حفظ هویت بومی، از قابلیت انعطاف و نفوذ در لایه‌های پلتفرم‌های جهانی برخوردار است. نتیجه‌ مقاله بر لزوم انتقال از مدل‌های سنتیِ دولت‌محور به مدل‌هایِ شبکه‌محور در فضای مجازی تأکید دارد تا ضمن خنثی‌سازیِ روایت‌های دشمن، گفتمان انقلاب اسلامی در فضای فراملی بازتولید و تثبیت شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همگرایی راهبردی ایران و روسیه در پرتو منافع ملی و روابط متقابل</title>
      <link>https://www.spba.ir/article_247088.html</link>
      <description>در چارچوب روابط بین‌الملل، تحلیل تعاملات راهبردی میان دولت‌ها و بازیگران مستلزم درک ساختار نظام بین‌الملل و راهبردهای اتخاذ شده توسط دولت‌ها برای تأمین منافع در عرصه جهانی است. باتوجه‌به اینکه ماهیت نظام بین‌الملل صرفاً بر اساس توزیع قدرت تعریف نمی‌شود، کشورهای دارای منافع مشترک، با طراحی استراتژی‌های هدفمند و مبتنی بر قواعد مشخص، به تدوین سیاست‌های خارجی هماهنگ اقدام می‌کنند. دو کشور با اتکا به اشتراکات سیاسی در تقابل با هژمونی غرب، به توسعه روابط پرداخته‌اند. این همگرایی، ضمن کاهش فشارهای تحریمی بر ایران، دسترسی دو کشور به بازارهای جدید و کریدورهای ترانزیتی را تسهیل کرده است. ضرورت و هدف این نوشتار، بررسی دکترین سیاسی، امنیتی، اقتصادی ایران و روسیه باتوجه‌به شرایط نظام بین‌الملل است و پاسخ به این سؤال که عوامل تأثیرگذار در روابط ایران و روسیه چیست؟ این مطالعه با اتکا بر چارچوب نظری نئورئالیسم و با بهره گیری از روش کیفی، به واکاوی اسناد کتابخانه ای و رخداد های بین المللی به می پردازد. با تحلیل گزاره ها و اسناد موجود، به استخراج یافته هایی رسیدیم که نشان می دهد عواملی چون: منافع ملی متقابل اعم از شاخصه‌های رفتاری کشورهای متخاصم، رسیدن به وضع مطلوب جهانی، حل مناقشات در کشورهای آسیایی، اصل هم‌زیستی متقابل خارج از نبردهای ایدئولوژیک، ایجاد کشورهای مستقل مشترک‌المنافع در غرب آسیا و آسیای مرکزی به‌منظور تعمیق همکاری و هماهنگی سیاست‌های کلی طرح‌ریزی‌شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
