منابع فرهنگیِ قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عراق نوین

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

با توجه به اهمیت قدرت نرم در روابط بین الملل و تأثیر کاربرد قدرت نرم بر پرستیژ بین المللی نهادهای سیاسی، پرداختن به موضوع قدرت نرم یکی از مباحث مهم در سیاست خارجی، روابط بین الملل و حتی مطالعات آکادمیک می باشد. سوال اصلی مقاله این است؛ با توجه به نفوذ جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق و اهمیت عراق جدید در محیط راهبردی ایران، منابع فرهنگی قدرت نرم افزاری ایران در این کشور چه مؤلفه هایی را در بر می گیرد؟ فرضیه مقاله آن است که جمهوری اسلامی ایران، از منابع قدرت نرمِ فرهنگی- مذهبی، در عراق جدید برخوردار است. در همین راستا، یافته های پژوهش حاکی از آن است که، منابع فرهنگی قدرت نرم ایران در عراق عبارتند از؛ سابقه حضور امام خمینی (ره) در عراق، ریشه های ایرانی کشور عراق، سنت ها و عادت های تاریخی؛ نظیر نوروز، گسترش زبان فارسی در عراق، فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز اقوام مختلف ایران به عنوان الگویی برای جامعه چند پاره عراق، موقعیت علمی ایران، سازمان های فعال فرهنگی- مذهبی، رواج موسیقی سنتی ایرانی در عراق، انجمن های دوستی ایران و عراق، حضور درصد قابل توجهی از شیعیان در دو کشور، وجود حوزه های علمیه در دو کشور و مبادلات علمی و فرهنگی بین آن ها و جایگاه والای مرجعیت در دو کشور. در این مقاله، بعد از بررسی قدرت نرم و منبع فرهنگی آن، به بررسی منابع فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عراق نوین پرداخته شد این مقاله برای پاسخ به سؤالات پژوهش، از روش تلفیقی (اسنادی- تاریخی) بهره گرفته است.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

کاربست پدیده‌ای به نام قدرت نرم در انقلاب اسلامی ایران، یک دهه پیش از آن که توسط جوزف نای(افتخاری،1391: 3) مطرح شود، حاصل تغییرات و پالایشی بود که توسط امام خمینی (ره) و انقلابیون ایران، در حوزه قدرت و سیاست صورت گرفت و چهره مطبوع، جذاب و قابل پذیرش از قدرت ارائه کرد و با روشی نرم و مسالمت‌آمیز، ساختارهای مستحکم نظامی- سیاسی را در هم پاشید (جمالی،1389: 97) و به عنوان پدیده‌ای که بر اساس ارزش‌های دینی و اسلامی، شکل گرفت، الگوی جدیدی از مقاومت و مبارزه را متجلی ساخت و به صورت نمونه‌ای الهام‌بخش و الگو عمل کرد (بیکی،1388: 18-9). بنابراین، قدرت نرم در فرآیند انقلاب اسلامی ایران نه تنها در سطح داخلی دارای اهمیت قابل توجهی بود بلکه در سطح منطقه ای و بین المللی، حائز اهمیت و قابلیت بازشناسی می باشد (دهشیری،1385: 66). به عبارتی، جمهوری اسلامی ایران نیز از ابتدای شکل‌گیری خود، رویکرد قدرت نرم و دیپلماسی عمومی را همواره مد نظر داشته و در روابط خود با سایر ملت‌ها، به این بُعد مهم از قدرت توجه ویژه‌ای داشته است.

در این میان، منطقه‌ی خاورمیانه، خلیج فارس و آسیا، با توجه به اهمیت فوق‌العاده‌ی خود و توجه سایر قدرت‌ها به آن، از جایگاه ویژه‌ای در منظر نرم‌افزارانه‌ی ایران برخوردار بوده است (قنبرلو،1390: 22). در محیط امنیتی و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران، کشور عراق نیز به عنوان عضوی از دو منطقه خلیج فارس و خاورمیانه، در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی، بر محیط امنیتی و سیاسی کشورمان تأثیر گذار بوده و خواهد بود (برنا بلداجی،1391: 1). ایران با داشتن اشتراکات مذهبی، فرهنگی و پیوندهای سیاسی با این کشور، از قدرت نرم قابل توجهی در این کشور برخوردار است که این موضوع، ایران را در راستای پیگیری اهداف سیاست خارجی در آن کشور و همچنین در منطقه، توانمند ساخته است. همراه ساختن کشور عراق با سیاست های منطقه ای و بین المللی ایران، نیازمند افزایش قدرت نرم ایران در این کشور و پذیرش سیاست ها و مواضع ایران در میان افکار عمومی و همچنین سیاستگذاران عراقی است. با توجه به مطالب فوق الذکر، پرسش اصلی مقاله حاضر عبارت است از: جمهوری اسلامی ایران از دارای چه منابع فرهنگی قدرت نرم در عراق نوین می باشد؟در این مقاله با این فرضیه رو به رو هستیم؛ سابقه حضور امام خمینی (ره) در عراق، ریشه های ایرانی کشور عراق، سنت ها و عادت های تاریخی؛ نظیر نوروز، گسترش زبان فارسی در عراق، فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز اقوام مختلف ایران به عنوان الگویی برای جامعه چند پاره عراق، موقعیت علمی ایران، سازمان های فعال فرهنگی- مذهبی، رواج موسیقی سنتی ایرانی در عراق، انجمن های دوستی ایران و عراق، حضور درصد قابل توجهی از شیعیان در دو کشور، وجود حوزه های علمیه در دو کشور و مبادلات علمی و فرهنگی بین آن ها و جایگاه والای مرجعیت در دو کشور، از جمله منابع فرهنگی - مذهبی قدرت نرمِ ایران در عراق محسوب می گردد.

  1. چارچوب نظری؛ قدرت نرم و فرهنگ

قدرت ملی یک کشور دارای دو وجه نفوذ و اجبار می باشد. وجه نفوذ، بیشتر جنبة ذهنی دارد و کشورها و دولت ها تلاش می کنند با اعمال نفوذ خود بر دیگران، قدرت خود را به کار گیرند و ارادة خود را تحقق بخشند. وجه اجبار بیشتر جنبه عینی دارد و بر قدرت نظامی و ابزارهای تنبیهی متکی است که به طور معمول دولت ها در مراحل بعدی و در صورت مؤثر واقع نشدن وجه نفوذ به کار می گیرند. وجه نفوذ همان مؤلفه ای است که از آن به عنوان قدرت نرم یاد می شود و اندیشمندان و محققان سیاست بین الملل و مطالعات راهبردی نیز در مناسبات بین واحدهای سیاسی و در عرصة نظام بین الملل و مطالعات راهبردی نیز در مناسبات بین واحدهای سیاسی و در عرصة نظام بین الملل از این نوع قدرت سخن گفته اند. هرچند قدرت نرم از حیث شامل شدن قدرت سخت (تهدید) و یا پاداش نیز نمی تواند مانند نفوذ باشد ولی قدرت نرم چیزی بیش از قانع کردن صرف یا توانایی حرکت دادن مردم از طریق استدلال می باشد. قدرت نرم همچنین شامل توانایی های جذب کردن نیز می شود و عمل جذب، اغلب باعث مشارکت توأم با رضایت می گردد (نای، 1389: 44 و بیگدلو، 1390: 156). نای بر این اساس که توانایی تغییر آنچه دیگران می خواهند، بر جاذبه های فرهنگی یا ارزشی، و یا قابلیت نفوذ و تغییر در چیدمان اولویت های سیاسی متکی است و روش شناسی انجام این عمل، نه صدور دستور، تهدید و اجبار، تشویق و تنبیه اقتصادی، بلکه تنظیم اولویت، جاذبة خاص و متقاعد سازی (روش های نرم) می باشد (نای، 1387: 46). وی در راستای تعمیق این موضوع در مقاله «منافع قدرت نرم» بیان می دارد که این راه غیر مستقیم برای دست یابی به اهداف، «روی دوم قدرت» می باشد. همچنین وی تأکید دارند که؛ «قدرت نرم یک پدیده مورد نیاز روزمره در سیاست، و ایجاد ترجیحات و علایق معمولاً با داشته هایی چون؛ شخصیت، فرهنگ، ارزش ها و نهاد های سیاسی جذاب یا سیاست هایی است که دارای مشروعیت یا اعتبار اخلاقی به نظر می رسند.» (نای، 1386: 110)البته نای معتقد است که بسیاری از منابع قدرت نرم از مهار و کنترل سامان های سیاسی خارج هستند و تأثیر آن ها منوط به پذیرش مخاطبان می باشد و همین امر، قدرت نرم را پدیده ای زمان بر و طولانی می سازد (نای2، 1389: 191). باید میزان مشروعیت حاصل از بهره گیری قدرت را افزایش داد زیرا از این طریق، مقاومت در برابر اهداف کشور مهاجم کاسته می شود و در صورت پیوند و ارتباط وثیق میان این بعد از قدرت با هنجارهای بین المللی و ایدئولوژی، اشتیاق بیشتری نسبت به پذیرش این قدرت ایجاد خواهد شد و از هزینه های اضافی خواهد کاست (نای، 1387: 133). از همین روی، نای مدعی می شود که اثبات قدرت در گروی توانایی تغییر رفتار دولت های دیگر است. در واقع، جوزف نای میان قدرت داشتن بر کشورها و قدرت داشتن بر نتیجه ها تمایز قائل شد (باقری،1387: 216). البته این رویکرد به معنای سلب کاربرد قدرت نرم برای سطوح داخلی کشورها نیست و می توان قدرت نرم را در سطح ملی مورد استفاده قرار داد. از منظری دیگر، رابطه دولت و شهروندان می تواند براساس قدرت نرم سازماندهی شود و همین گزینه، بسترهای شکل گیری یک دولت مشروع را فراهم می آورد.

قدرت نرم مانند سایر اشکال قدرت، برآیندی از برخی منابع است. اهمیت شناخت و آگاهی از منابع آن است که این منابع به میزان زیادی تعیین کننده ماهیت آن قدرت می باشند. به نظر نای، قدرت نرم در یک کشور می تواند از سه منبع اصلی فرهنگ، ارزش ها و سیاست های داخلی و خارجی پدید آید (عسگری، 1389: 68 و افتخاری،1392: 26). بررسی ها حکایت از اهمیت فرهنگ و مطالعات فرهنگی در حوزه سیاست و اجتماع دارد از این رو، فرهنگ معانی مختلفی دارد ولی امروز، بیشتر به صورت نرم افزاری تعریف می شود تا سخت افزاری.در راستای همین نگرش، مسائل فرهنگی یکی از حوزه های استراتژیک و حائز اهمیت در تأمین امنیت و قدرت نرم در جامعه محسوب می شود. در قاموس و عرف سیاست بین الملل از واژه فرهنگ به عنوان قدرت نرم یاد می شود و آنچه از محتوای کلمات متفکران و اندیشمندان در توضیح واژه قدرت نرم برمی آید این است که قدرت نرم محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و جهانی، قدرت تأثیر گذاری غیر مستقیم همراه با رضایت بر دیگران و غیره می باشد. از این رو؛ قدرت نرم رفتار همراه با جذابیت، قابل رویت، اما غیر محسوس است. در قدرت نرم و یا قدرت فرهنگی بر روی ذهنیت ها سرمایه گذاری می شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزش ها و همه خواست ها سود می جوید. از این چشم انداز، قدرت نرم به آن دسته از قابلیت ها و توانایی ها گفته می شود که با به کارگیری ابزار هایی چون فرهنگ به صورت غیر مستقیم بر منابع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می گذارد. بنابراین قدرت نرم با منابع نامحسوس مثل فرهنگ ارتباط دارد (پور احمدی، 297:1389-296). از نظر برخی از نویسندگان، برخی از فرهنگ ها بیش از فرهنگ های دیگر به منبعی برای قدرت نرم کشورها تبدیل می شوند. آنان برخی از آن ویژگی ها را چنین بر شمرده اند: انعطاف پذیری، پویایی، برخورداری از ارزش های پایدار، اخلاق محوری، قدرت اشاعه و تولیدات فرهنگی (الیاسی، 154:1389).

  1. تحلیل منابع فرهنگیِ قدرت نرم ایران

مهم ترین و بیشترین منابع قدرت نرم ایران در کشور عراق، تشابهات فرهنگی و تاریخی بین دو کشور می باشد. این منابع عبارتند از :

2-1. سابقه حضور امام خمینی (ره) در عراق

در تاریخ پانزده ساله انقلاب اسلامی، بخش اعظم را دوران تبعید حضرت امام از ایران تشکیل می دهد که همین دوران هم به قسمت هایی چون دوران تبعید در ترکیه و دوران تبعید در عراق و دوران اقامت در فرانسه قابل عنوان بندی است. منظومة فکری امام خمینی (ره) در بردارندة عناصری متعدد است که آثار وضعی آن، تولید قدرت نرمی است که به مراتب از قدرت سخت یا قدرت نرم جریان امپریالیسم بیشتر است. خودساختگی امام، آگاهی به زمان، تدبیر، شجاعت کم نظیر، اتکال به خدا، اعتماد به نفس و اعتقاد به مردم، عنصر تکلیف گرایی و.... ابعادی از این منظومه بوده اند که بستر ساز قدرت نرم در انقلاب اسلامی شدند. ویژگی های برجستة شخصیتی امام خمینی (ره) که خود پدیدآورندة جاذبیتی بالا در بین توده ها و حتی نخبگان فکری و علمی بوده است، عامل جذب طیف های فکری مختلف از مسلمانان و غیر مسلمانان در ایران و جهان شد، لیکن ایشان با بهره گیری از عناصر فکری خاص خود، قدرت نرمی تولید کردند که هنوز قابل مشاهده می شود (مرادی، 1389: 25). بی شک حضور امام خمینی (ره) در سال های متمادی در خاک این کشور و آشنایی مراجع و مردم این کشور با ابعاد شخصیتی ایشان یکی از مهّم ترین عوامل تأثیر گذاری انقلاب اسلامی بر جنبش های شیعی در عراق بود.

امام در 13 مهرماه 1344، پس از یازده ماه اقامت در ترکیه، به عراق تبعید شد (آقایی، 1388: 10). امام خمینی در روز 23 مهرماه 1344، به نجف اشرف عزیمت کردند و استقبال حوزه ی علمیه ی نجف از امام گسترده و باشکوه بود (محتشمی پور، 1376: 477-476). پس از ورود امام به نجف، علمای نجف طبق رسم حوزه به دیدار امام آمدند. از جمله فعالیت های امام در دوران اقامت در نجف اشرف، تدریس و تعامل با حوزه علمیه نجف بود. کلاس های درس امام با استقبال بی نظیر طلاب حوزه مواجه شد (آقایی، 1388: 16-15).  از جمله دیگر اقدامات مهم امام خمینی (ره) در دوران تبعید در عراق، بیان بحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه بود (آقایی، 1378: 14). ایشان با طرح نظریه ولایت فقیه و حکومت اسلامی غوغایی در نجف ایجاد کرد. این اقدام امام، نقطه عطفی بود در تاریخ فقه شیعه، چرا که چارچوب مبارزه امام با شاه، اسرائیل و آمریکا از بعد نظری و مبانی فکری شکافته شد و طبعاً در کنار نفی حاکمیت طاغوت، امام اثبات حاکمیت الله را در نجف رقم زد. از بُعد مرجعیت هم پس از رحلت مرحوم آیت الله حکیم طبعاً شعاع مرجعیت امام به تمام کشورهایی که شیعه در آن وجود داشت، گسترش پیدا کرد. پس از رحلت مرحوم حکیم، شیعیان هند، کشمیر، افغانستان، پاکستان، منطقه شرقی عربستان، بخش عظیمی از عراق و شیعیان سایر کشورها عمدتاً در تقلیدشان به حضرت امام رجوع کنند و این امر منجر به آن شد که دایره مرجعیت حضرت امام به سراسر جهان تشیع گسترش پیدا کند (کلاهدوز،1389: 14). در واقع می توان دستاوردهای حضور امام در عراق را در موارد زیر خلاصه نمود:

یک. ایجاد روابط عمیق بین امام (ره) و حوزه علمیه نجف؛

دو.مطرح شدن امام خمینی (ره) به عنوان یکی از مرجعیت های علمی در حوزه های ایران و عراق؛

سه.آشنایی روحانیون حوزه علمیه نجف با اندیشه های امام خمینی (ره)، حکومت اسلامی و پیام های انقلاب اسلامی؛

چهار.مبارزه با دیدگاه سنتی جدایی دین از سیاست حاکم بر حوزه نجف و رهایی برخی از روحانیون از این دیدگاه سنتی؛

پنج.آشنایی روحانیون و مردم عراق از دلایل عقلی و نظری مبارزه امام با آمریکا و اسرائیل؛

شش.بیدار نمودن مردم عراق برای رهایی از حکومت جور و ستم؛

هفت.پخش و انتشار نوشته های امام و آشنایی بیشتر مردم این کشور با اندیشه های ایشان؛

هشت.زمینه سازی برای تعاملات در سطوح مذهبی و علمی میان دو کشور و ایجاد حضور محققین دانشگاهی و علماء حوزوی ایران و عراق در کشورهای یکدیگر؛ و

نه.نشان دادن جایگاه و مرتبه علمی و سیاسی ایرانیان به مردم کشور عراق.

2-2. ریشه های تمدنی ایران در عراق

در هیچ کشوری آثار تمدن و فرهنگ ایرانی، خواه در روزگاری که آن را ایران باستان می نامند و خواه از عصر اسلامی، به اندازه آنچه در عراق دیده می شود، وجود ندارد و آثار تمدن، فرهنگ و هنر ایرانی در همه جای این کشور دیده می شود. شمال عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می داد. در زمان اشکانیان نیز شمال عراق و مناطق کردنشین مرکز دینی و بازرگانی ایران بودند. تمام کردستان تا سال 1514 میلادی یکی از ایلات ایران بود (پارساپور، 1388: 3). واژه «عراق» که هم اکنون نام این کشور است، یک واژه فارسی است. عراق عربی شده واژه «اراک» است. نام دیگر سرزمین عراق چنانکه در کتاب های جغرافیایی آغازهای عصر اسلامی است، «دل ایرانشهر» بوده است و دل ایرانشهر به معنی «مرکز کشور ایران» است (امام شوشتری، 1374 : 2-1). نام پایتخت عراق امروزی، بغداد ریشه ای کاملاً ایرانی دارد که حکایت از شکوه و عظمت ایرانیان در منطقه بین النهرین دارد (پارساپور، 1388: 5). در بیست کیلومتری جنوب بغداد، شهر مداین قرار دارد که در زبان فارسی به آن تیسفون گفته می شود. تیسفون حدود یک هزار سال پایتخت دولت ایران بود (سنائی و عبداله پور، 1388: 176). از دیگر شهرهای کهن عراق که با ایران پیوند تاریخی، نژادی و دینی دارد، بصره است. بصره امروزه کانون شیعیان است و آداب و رسومات دینی آنان تقریباً مشابه ایرانیان است (پارساپور، 1388: 6). وجود پیوند و ریشه های تاریخی میان دو کشور ایران و عراق، علی رغم این که بر سطح روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور تأثیر شایان توجهی دارد، بر میزان قدرت نرم ایران در عراق تأثیر مثبتی دارد. زیرا ریشه های تاریخی مشترک و وجود آثار تمدنی، فرهنگی - اجتماعی ایران در عراق، مردم این کشور و مسئولین آن ها را به مردم نزدیک می کند و شرط اساسی قدرت نرم، مدیریت افکار عمومی مردم آن نظام سیاسی است و داشتن پیشینه مشترک تاریخی و مشترکات فرهنگی، زمینه های تأثیرپذیری مردم و مسئولین عراق را نسبت به خواسته های ایران افزایش می دهد.

2-3. سنن تاریخی مشترک

       سنت ها و عادت های تاریخی ایرانیان مظهری از قدرت نرم ایران به شمار می رود. تقویت عناصر تمدن ایرانی همچون اسطوره ها و آیین های کهن در مناطقی که در حوزه ی تمدنی ایران قرار دارند، می تواند موجب همبستگی بیشتر میان مردمان این مناطق شود. از جمله مهّم ترین آیین های ایرانی که برای برنامه ریزی در جهت تقویت وجهة ایرانی و قدرت نرم ایران در جهان مناسب است، «نوروز» است. (داداندیش و احدی، 1390: 154). مراسم نوروز به عنوان عید باستانی و ملی ایرانیان از غرب چین تا شرق بالکان برپا می شود. فراگیری مراسم و مناسبت های ایرانی مانند «نوروز» نشان از نفوذ فوق العادة فرهنگ ایرانی در میان جوامع دیگر دارد (پور احمدی، 1389: 163). مراسم نوروز و حواشی آن فرصتی است که ایران و فرهنگ ایرانی به مردم جهان معرفی می شود (خسروی و جباری ثانی،1390: 107). در حالی که رئیس جمهور تاجیکستان سال 2006 را سال «تمدن آریایی» نامیده بود، دیپلماسی نوروزی تهران در فروردین 1389 با حضور سران کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، عراق و.... در جشن جهانی نوروز و دیدار آن ها با بالاترین مقامات جمهوری اسلامی از جمله رهبر انقلاب، توجه صاحب نظران و تحلیلگران را به خود جلب کرد. جمهوری اسلامی ایران برای پایه ریزی روند همگرایی میان کشورهای حوزة تمدنی ایران، پیشنهاد تشکیل دبیرخانة دائمی نوروز در ایران را مطرح کرده است (درخشه و غفاری،1390: 36) و دومین جشن جهانی نوروز نیز در هفتم و هشتم نوروز 1390 با حضور رؤسای جمهور ایران، تاجیکستان، عراق، افغانستان و ترکمنستان و دیگر مقامات بلند پایه سایر کشورها در محل حافظه تهران برگزار شد. نوروز از اعیاد ملی عراق محسوب می شود و کردها، اعراب و اقلیت های قومی دیگر عراق، عید نوروز را جشن می گیرند (فراهانی ،1385: 166-165). باید اذعان داشت که برگزاری عید نوروز در عراق و داشتن نشانگاه های مشترک با ایران در کنار جهانی شدن عید نوروز، بر قدرت نرم ایران تأثیر زیادی خواهد گذاشت؛ زیرا مقامات سیاسی دو کشور ایران و عراق برای تشکیل و برگزاری نوروز با یکدیگر حول یک محور مشترک جمع می آیند و همین امر زمینه های اتحاد و وحدت فرهنگی، اجتماعی و گاهاً سیاسی را افزایش می دهد و زمینه های لازم برای چانه زنی های دیپلماتیک در حواشی این مراسم را فراهم می آورد و مسئولین و سران دو کشور در یک شرایط عاری از تنش و منازعه می توانند به گفت و گو بپردازند و همگرایی فرهنگی در سطح منطقه را ارتقاء بخشند.

2-4.  زبان و ادبیات فارسی

یکی از عناصری که توسط نقش آفرینان دولتی و غیر دولتی به کار می رود و دارای تأثیر قابل توجه ای در کشورهای هم زبان می باشد، عنصر زبان است (درخشه و غفاری، 1390: 20). هرچندزبانفارسی یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و به طور رسمی تنها در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان عمومیت دارد، و در کشورهایی نظیر عراق، ترکیه، ازبکستان و پاکستان نیز گروهی از مردم به این زبان سخن می گویند (درخشه و غفاری، 1390: 20).  با توجه به پیوند زبان فارسی و فرهنگ اسلامی، کسی که با لایه های بیرونی زبان فارسی آشنا شد، بعداً تمایل پیدا می کند به لایه های درونی گذر کند و لایه های درونی ادبیات فارسی نیز مشحون از معارف اسلامی و معارف قرآنی است (کمالیان، 1387: 9).گنجینه های ادبیات کلاسیک فارسی که حاوی بسیاری از مضامین فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی است، امروزه مصداق قدرت نرمِ ایران محسوب می گردد (خسروی و جباری ثانی، 1390: 103). زبان فارسی از دیرباز حضور محسوس در عراق داشته و در دوره های مختلف تاریخی می توان ردّپای زبان فارسی را در سرزمینی که امروزه عراق خوانده می شود، یافت. زبان فارسی در طول تاریخ به راهکارهای گوناگون به این کشور نفوذ می کند. هجرت های دو جانبه خانواده های ایرانی و عراقی و تلاقی دو طرف در نجف اشرف عاملی مهم در فراگرفتن زبان فارسی توسط قشر روحانی می شود (بیکی، 1389: 239). در جنوب کشور عراق نیز گروهی از شیعیان فارسی زبان هستند که با ایران روابط استواری دارند که این روابط تاکنون هرگز گسسته نشده است (مار، 1380: 31). جلال طالبانی رئیس جمهور عراق که مدت ها در ایران زندگی کرده از جمله رهبران فارسی زبان جهان است. خیل عظیمی از نوجوانان و جوانان عراقی در حال فراگیری زبان فارسی هستند و آن را بعنوان زبان دوم جایگزین انگلیسی کرده اند (سنائی و عبداله پور،1388: 177). همچنین، از ویژگی های بارز حوزه علمیه نجف اشرف، فارسی بودن آن می باشد. زیرا اکثر طلاب آن از ایران، پاکستان، افغانستان و هند می باشد که در نتیجه به زبان فارسی تسلط کامل دارند (پارساپور، 1389: 53). وجود زبان فارسی در عراق و رواج یادگیری زبان فارسی در مناطق مرزی ایران بر قدرت نرم ایران می افزاید زیرا با متکلمان زبان فارسی به راحتی می توان دیالوگ برقرار کرد و پیام جمهوری اسلامی ایران را به آن ها تحویل داد و در عین حال، فرهنگ ایرانی را با زبان فارسی بهتر می توان در میان مردم عراق درونی کرد. در عین حال، زبان فارسی می تواند یک ابزار برای دیپلماسی مسئولین ایران با مردم عراق باشد و از این طریق به راحتی منظور را به آن ها رساند.

2-5. الگوی فرهنگی همزیستی اقوام ایرانی

اقوام مختلفی در ایران ساکن هستند و علاوه بر این تنوع قومی، شاهد تنوع در مذاهب نیز می باشیم؛ ایران ترکیبی از شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی و.... می باشد. نکته قابل توجه اینکه، اقوام مختلف ایرانی و پیروان مذاهب مختلف در طول تاریخ ثابت کرده اند هویتشان در پیوند با ایران شکل گرفته است و تکیه بر قومیت، جدای از فضای جغرافیایی ایران، در آن ها دیده نمی شود (پیشگامی فرد و دیگران، 1390: 203). اما بر خلاف ایران، کشور عراق از وحدت و یکپارچگی برخوردار نیست. جامعه کنونی عراق برخوردار از یک ترکیب ناهمگون قومی و مذهبی است (غفاری هشجین و دیگران، 1389: 68). از لحاظ مذهبی بیش از 93 درصد مردم عراق مسلمان هستند. از این تعداد 60 تا 65  درصد شیعه و 30 تا 35 درصد سنّی می باشند. همچنین اقلیت های مسیحی، یهودی، آشوری، یزیدی و صائبی 5 درصد جمعیت عراق را شامل می شوند. به لحاظ قومی نیز ترکیبی از اعراب، اکراد، ترکمن و... جامعه عراق را تشکیل می دهند. در کنار این تنّوع، در هم تنیدگی ها و پیوندهای متداخل قومی - مذهبی به پیچیدگی اوضاع و تشدید شکاف ها کمک کرده است (مقصودی، 1384: 128-126). وجود شکاف های قومی- فرقه ای متعدّد در عراق باعث شکل گیری و برجستگی هویت قومی - فرقه ای در این کشور شده است. عراقی ها تاکنون فاقد تعلقات و حس هویّت ملّی قوی بوده اند (سردارنیا،1391: 20). در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی ایران کشوری است که اقوام، قومیت ها و پیروان مذاهب مختلف را در خود جای داده است، ولی مردم این کشور خود را با عنوان ایرانی می شناسند و همین امر عامل قدرت نرم ایران در سطح ملی است. از آنجایی که کشور عراق در همسایگی ایران قرار دارد جمهوری اسلامی می تواند با صدور الگوی یکپارچگی ملت ایران (در امور اساسی و ملی) به کشور عراق، به این کشور در راستای دست یابی به ثبات و امنیت داخلی کمک شایانی نماید و از این طریق حسن نیت خود را به مردم این کشور نشان دهد و نفوذ خود را در این کشور افزایش دهد.

2-6. موقعیت علمی ایران در منطقه خاورمیانه

میزان پیشرفت علمی و دستیابی به روش های نوین تولید ثروت،برتری ملت ها در دنیای امروز است و زمینه ساز توسعه اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است (بیکی، 1389: 187). از نظر شاخص های علمی و فنی، کشور ایران جزء برترین کشورهای منطقه است و تا به حال توانسته به رغم محدودیت های بین المللی رشد قابل توجهی در دستیابی به یافته های علمی نوین در حوزه های مختلف داشته باشد (قنبرلو، 1390: 23-22). در بُعد تولیدات علمی نیز بر اساس آمار موجود، ایران با تولید مقالات علمی متعدد توانسته است تولیدات علمی خود را تا ده برابر افزایش دهد. بر اساس توزیع معرفتی و مطالعه تطبیقی رشد تولید علم در ایران روز به روز خاصیّت آماری بیشتری می یابد و این رشد اجازه می دهد تولید علمی کشور مورد محاسبه قرار گیرد (بیکی، 1389: 189). موقعیت علمی والای ایران در منطقه نیز در افزایش پرستیژ و اعتبار ایران دخیل است و یکی از عوامل جذب سایر کشور های منطقه به شمار می رود. برتری علمی در رشته های نوین پزشکی، تجربی، فنی و هسته ای سبب گردیده است که کشورهای منطقه نسبت به تحصیل و کسب این علوم سعی و تلاش انجام دهند تا بتوانند از پیشرفت های علمی و اقتدار سیاسی و اقتصادی ناشی از آن بهره گیرند. کشور عراق هم در این راستا سعی نموده است تا به شیوه های گوناگون از موقعیت علمی ایران استفاده نماید. تبادل دانشجو میان دو کشور، اعزام دانشجویان عراقی به ایران، همکاری های علمی با پژوهشکده ها و دانشگاه های ایرانی و ... نمونه ای از فعالیت مسئولین عراقی برای کسب علم از ایران می باشد. قاعدتاً چنین نیازی از سوی کشورهای منطقه و علی الخصوص عراق می تواند بر قدرت نرم ایران بیفزاید.

2-7. فعالیت سازمان های فرهنگی مذهبی جمهوری اسلامی ایران

                                                                     ایران در حوزه فرهنگی فرصت های بی نظیری را در جهان اسلام دارا می باشد و از آنجایی که این سازمان های فرهنگی در کشور عراق فعالیت  دارند و یا در ارتباط با فعالین فرهنگی کشور عراق هستند می توانند قدرت نرم ایران را ارتقاء بخشند.از آنجمله:

اول.سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

 در حال حاضر مهّم ترین نهاد فعّال فرهنگی ایران، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است که مهّم ترین وظیفه خود را ارتباطات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف جهان برای ایجاد زبان مشترک جهت گفتگو و مفاهمه و عرضه کامل و درخور فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ذکر کرده است (داداندیش و احدی،1390: 158). نمایندگی های فرهنگی این سازمان در خارج از کشور ذیل عنوان «رایزنی فرهنگی سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران» فعالیت می کنند. این سازمان در حال حاضر دارای 67 رایزنی فرهنگی در کشورهای مختلف است. این رایزنی ها در نقش شعبه های سازمان در خارج از کشور و علی الخصوص کشور عراق ایفای نقش می کنند (احمدی و موسوی، 1389: 11-10). سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دارای چندین نشریه به زبان های مختلف است و فعالیت های خوبی در زمینه معرفی دستاوردهای انقلاب و همچنین زبان فارسی داشته اند (نشریه داخلی فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 1389: 9).                                              

دوم.مجمع جهانی تقریب مذاهب

«مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» یکی دیگر از نهادهای فعّال در زمینه فرهنگی است که در راستای ایجاد هماهنگی و تشکیل جبهة واحد مسلمانان در مقابل تبلیغات دشمنان اسلام به فعالیت می پردازد. در شورای عالی مجمع، تعدادی از اندیشمندان برجسته مذاهب گوناگون اسلامی از کشورهای مختلف همچون ایران، عراق، لبنان، مالزی، پاکستان، عمان و ایالات متحده حضور دارند و تعیین خط مشی و فعالیت های مجمع و نظارت بر آن را بر عهده دارند. بیش از صد نفر از دانشمندان جهان اسلام نیز در مجمع عمومی این سازمان عضویت دارند که از مذاهب مختلف اسلامی هستند. آنان مسائل و مشکلات کلّی جهان اسلام را بررسی نموده و راهکارها و برنامه های خود را ارائه می دهند.

سوم.مجمع جهانی اهل بیت (ع)

«مجمع جهانی اهل بیت(ع)» تشکلی جهانی و غیر دولتی است که پس از انقلاب اسلامی (سال 1369) برای تبادل افکار، آراء و شناساندن میراث مشترک جامعه مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) به جهانیان در ایران به وجود آمد. انگیزه اصلی تأسیس آن حمایت از شیعیان جهان و خارج کردن آنئها از محرومیت های فکری و روحی بوده است (احمدی، 1390: 185). در حال حاضر بیش از 110 کشور در مجمع عمومی این مجمع، که هر چهار سال یک بار برگزار می شود، عضویت دارند. تاکنون چهار مجمع عمومی تشکیل شده است. مجممع جهانی اهل بیت (ع) همچنین در بیش از 30 کشور دنیا مجامع محلّی اهل بیت (ع) را تشکیل داده است (احمدی و موسوی،1389: 10). 

چهارم.مجمع جهانی شیعه شناسی                          

«مجمع جهانی شیعه شناسی» در سال 1380 تأسیس شد و هدفش معرفی هرچه بهتر فرهنگ تشیّع از طریق تشکیل مرکزی فراملّی متناسب با شأن و عظمت تشیّع بوده است. به این ترتیب، شناسایی اولویت های اساسی جهان تشیّع در قالب موضوع محوری «نیاز شناسی تشیع در عرصه بین الملل» مورد توجه تصمیم گیران مجمع قرار گرفت و فعّالیت های آن بر این اساس پیگیری شد. مکان مجمع در شهر قم قرار دارد. در زمینه تعاملات و ارتباطات بین المللی، این مجمع کوشیده است حلقه اتصال میان مسلمانان به ویژه شیعیان در سراسر جهان باشد (احمدی، 1390: 190-189).

پنجم. سازمان حج و زیارت

بخش دیگری از فعالیت های ایران در زمینه فرهنگی-مذهبی را می توان در حوزه وظایف و عملکرد «سازمان حج و زیارت» جستجو کرد. این سازمان در کشورهای عربستان سعودی، عراق و سوریه نمایندگی هایی را دایر کرده است که این نمایندگی ها در زمینه فرهنگی- مذهبی فعالیت می کنند. نمایندگی های این در زمینه برقراری مناسبات با زائران ایرانی مقیم دیگر کشورها و نیز مسلمانان و شیعیانی که از نقاط مختلف جهان برای زیارت به این کشورها سفر می کنند، برنامه ریزی و فعالیت می کنند (احمدی و موسوی، 1389: 11-10).  سازمان حج و زیارت همه ساله تعداد قابل توجهی مبلغ ایرانی به کشورهای عربستان، عراق و سوریه اعزام می کند.این سازمان ها در کشور عراق فعالیت می کنند و دیپلماسی فرهنگی را فعال می نمایند و زمینه های تبادل فرهنگی، ارتباطات مذهبی و همکاری های دوجانبه را فراهم می آورند. سازمان ها فرهنگی- مذهبی مترصد دست یابی به ایجاد زبان مشترک جهت گفت‌وگو و مفاهمه، انجام مبادلات فرهنگی، عرضه کامل فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی، تلاش جهت تقویت مناسبات فرهنگی ایران با سایر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی، تلاش برای وحدت اسلامی و حرکت در راستای گفت‌وگوی ادیان هستند و همین امر صلح، دوستی و روح تعاون ایرانیان را به کشورهای منطقه و علی الخصوص عراق نشان می دهد.

2-8. فعالیت انجمن دوستی ایران و عراق

انجمن های دوستی، نهادهای مدنی و غیردولتی هستند که هدف آن ها تحکیم روابط دوستانه بین مردم دو کشور و نیز پیشبرد اهداف مشترک دو ملت است که بدین لحاظ یکی از منابع مهم قدرت نرم برای کشورها محسوب می شوند (موسوی، 1382: 1). انجمن های دوستی از توانایی و ظرفیت مناسبی در جهت گسترش پیوندهای علمی، فرهنگی، توسعه روابط دوستانه میان جوامع مختلف و تحکیم صلح و دوستی ملی و جهانی برخوردار شوند و بنابراین به نحو فزاینده ای در حال افزایش و توسعه کمّی و کیفی هستند. تعداد انجمن های دوستی تأسیس و ثبت شده میان جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها 45 مورد است (تویسرکانی، 1388: 35). انجمن دوستی ایران و عراق، یک مؤسسه غیر دولتی و غیر انتفاعی مردم نهاد است که، ضمن رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران و طبق اساسنامه، فعالیت خود را در سطح ملی و بین المللی تعقیب می نماید. اعضای این انجمن را اغلب فرهیختگان علمی و فرهنگی، سیاستمداران دانشگاهیان، و اصحاب هنر و قلم که عموماً آشنا به مسائل عراق و دوستدار این کشور می باشند، تشکیل می دهند. تحکیم و گسترش روابط فرهنگی و دوستانه بین مردم دو کشور جهت پیشبرد اهداف مشترک در زمینه های فرهنگی، علمی، ادبی، هنری، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و رسانه ای هدف این انجمن می باشد. باید اذعان داشت که فعالیت های انجمن دوستی ایران و عراق زمینه های همکاری دوجانبه را افزایش می دهد و به تحکیم روابط دو کشور تأثیر مثبتی دارد و میزان همبستگی های سیاسی و فرهنگی را ارتقاء می دهد و در نتیجه نفوذ ایران در کشور عراق فزونی می یابد. برگزاری ضیافت ها، مهمانی ها و مراسم گوناگون که توسط انجمن دوستی برگزار می شود، می تواند به تصویرسازی مثبت از ایران تأثیر مثبت گذاشته و اخبار جمهوری اسلامی ایران را دائماً در رسانه های بین المللی زنده نگاه دارد که همین امر، جمهوری اسلامی ایران را کشوری فعال و پویا در عرصه دیپلماتیک معرفی می کند.

2-9. رواج فرهنگ بومی ایران

           هنر یکی از مهّم ترین و کارآمدترین حوزه های نمایش اقتدار نرم کشور در صحنه جهانی است و در این میان، موسیقی نیز یکی از مظاهر عمده و محوری در بحث قدرت نرم کشورها است (مشایخی و خوشه چرخ،1391: 209). شعر و موسیقی احساسات و پیام ها را منتقل می کند و می توانند ناخودآگاه مردمان کشوری را با آرمان های کشوری دیگر همسو نماید. در شمال عراق، موسیقی سنتی ایران طرفداران زیادی در بین مردم کسب نموده است و تاکنون کنسرت های متعددی در این ناحیه برگزار گردید (مصاحبه با اردشیر پشنگ، تحلیل گر مسائل عراق). از جمله می‌توان به کنسرت استاد شجریان، ایرج، و در سال های پیش به کنسرت های شهرام ناظری اشاره داشت. البته کنسرت های سنتی در این حوزه بیشتر مربوط به حوزه سلیمانیه بوده است، علاوه بر این، گروه موسیقی کامکارها نیز چندین کنسرت در کردستان عراق برگزار کرده‌اند که آخرین مورد آن نوروز سال1392 بود (مصاحبه با سلیمانی، دفتر انجمن دوستی ایران و عراق). موسیقی و کنسرت های موسیقی سنتی که در این کشور برگزار می شوند، می توانند معرف سنت و فرهنگ ایرانیان باشند، حتی متن ترانه، نوع لباس اعضای برگزار کننده و نحوه برخورد آن ها می تواند پیام هایی را منتقل نماید. استفادة برنامه ریزی شده از این مؤلفه نقش بسیار مؤثری در بالابردن جایگاه ایران در اندیشه ی مردمان این کشور و در نتیجه افزایش قدرت نرم ایران دارد و می تواند زمینه های قرابت و نزدیکی بیشتر دو ملت را فراهم نمایند و پیام ایران را به مردم عراق برسانند. 

2-10. حضور شیعیان در دو کشور

          مذهب شیعه، به ویژه در مناطق پیرامونی ایران از عوامل اصلی قدرت نرمِ جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود (داداندیش و احدی،1390: 155). از نظر جغرافیایی بیشتر شیعیان در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس زندگی می کنند. در این منطقه کشوری که هم از نظر کلِّ جمعیت و هم از نظر درصد، بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است، ایران است (احمدی، 1386: 8). بیش از 99 درصد جمعیت کشور ایران را مسلمانان تشکیل می دهند (پیشگاهی فرد و دیگران،1390: 202). همچنین، ایران با اکثریت مطلق نود درصد شیعه، بیش از چهل درصد کلِّ جمعیت شیعه جهان است . بنابراین، یکی از دلایلی که منجر به تأثیر گذاری بیشتر قدرت نرم ایران در عراق می شود، وجود اکثریت شیعه در دو کشور است (جعفریان، 1386: 1). شیعیان عراق، هم از نظر تعداد و هم از نظر تأثیر فکری و ایدئولوژیک، مهم ترین گروه شیعه در جهان عرب به شمار می رود. حدود شصت درصد جمعیت عراق را شیعیان تشکیل می دهند (فولر و فرانکه، 1384: 183). شیعیان در مناطق جنوبی عراق و عمدتاً در بصره، نجف و کربلا مستقر هستند و در بغداد هم حضور دارند. بنابراین شیعیان هم از نظر ژئوپلتیک و هم از نظر ثروت و حضور مکانی یعنی در جنوب و در دهانه خلیج فارس و در بغداد در مرکز عراق دارای موقعیت فوق العاده مهمی هستند. شکلی از به هم پیوستگی جغرافیایی شیعیان عراق با شیعیان منطقه موجود است. از یک طرف جمهوری اسلامی ایران به عنوان عمق ژئوپلتیک شیعیان عراق محسوب می شود، و از طرفی جلوه هایی از اتصال ژئوپلتیک آن ها را از جنوب خلیج فارس به شرق عربستان و لبنان و سوریه می توان تصور نمود؛ امری که جایگاه استراتژیک شیعیان عراق را تقویت می کند (فلاح، 1391: 199). به طور خلاصه، قوی ترین اهرم ایران برای نقش آفرینی و تأثیرگذاری در امور عراق، آئین تشیع است. ایران با آگاهی از این موضوع که نزدیک به شصت درصد مردم عراق شیعه هستند، مایل به استفاده از این برگ برنده به واسطه روابط سنتی ایجاد شده با شیعیان عراق است (ملکی و رازقندی،1390: 126). تحولات ناشی از سقوط رژیم صدام حسین و خروج شیعیان از تنگنای ژئوپلتیک به صورت بارزی نقش ژئوپلتیک شیعیان در عراق را ارتقا بخشیده است. هرچند از جهت کمّی تغییر خاصی در جمعیت شیعیان به وجود نیامده است، اما عوامل کیفی همچون اعتماد به نفس و خودباوری، وحدت، رهبری، افزایش آگاهی و بینش سیاسی آن ها، حکایت از افزایش وزن ژئوپلتیکی شیعیان دارد.

2-11. حوزه های علمیه در دو کشور

در میان حوزه های علمیه شیعه، حوزه نجف اشرف از جایگاه والا و اهمیت ویژه ای برخوردار است (دادفر، 1389: 97). حوزه نجف اشرف به مرور زمان به بزرگ ترین و جامع ترین حوزه علمی تبدیل شد که در تاریخ هزار ساله آن، عالمان و مجتهدان فراوانی در آن پرورش یافتند (کمالی سرپلی، 1388: 66-65). امام خمینی نیز با هجرت به نجف اشرف و پانزده سال تدریس و پرورش صدها مجتهد و عالم، نقش مؤثری در پایه گذاری بینش سیاسی، اجتماعی در حوزه های علمیه قم و نجف داشت (پسندیده، 1379: 117-116). حوزه گرانقدر نجف اشرف در جوار بارگاه امام علی (ع) با پرورش هزاران مرجع تقلید، مجتهد، عالم و فقیه وارسته و بزرگ، نقش مؤثری در پرورش و تربیت مراجع و مجتهدان عالیقدر و بزرگی همچون رهبر کبیر انقلاب اسلامی داشته است و در واقع حکومت اسلامی ایران، ثمرة هزاران سال تلاش خستگی ناپذیر حوزه های بزرگ شیعه بخصوص حوزه علمیه نجف اشرف است (پسندیده، 1379: 117-116).

 حوزة علمیه قم در ایران نیز به عنوان نهاد تعلیم و تربیت دینی و در میان حوزه های علمیه اسلامی در گسترة جهان، به خصوص در حوزه های علمیه شیعی، اهمیت بسزایی دارد. این حوزه با تعلیم و تربیت شخصیت ها و روحانیون فرهیخته، اثر و نقش چشم گیری در حفظ و درخشش اسلام در جهان داشته است (کمالی سرپلی، 1388: 68). در زمینه ی ارتباطات و مبادلات بین دو حوزه علمیه قم و نجف می توان بیان نمود که حوزه های علمیه در تکمیل علوم و اطلاعات خود از یکدیگر بی نیاز نبودند و به این ترتیب، رفت و آمد بین حوزه ها با یکدیگر برای افاده و استفاده به عنوان یک سیره علمی متداول شد (زهره کاشانی، 1388: 63). بر همین اصل، از گذشته های دور ارتباطات قوی بین این دو حوزه برقرار بوده است که این امر می تواند موجبات نفوذ بیشتر ایران در عراق را فراهم نماید. در سال های بعد از فروپاشی رژیم بعث و اشغال عراق، به رغم تصورات اولیه در خصوص رقابت نجف و قم، روحانیون ارشد دو حوزه علمیه صادقانه و با صمیمیت نسبت به یکدیگر رفتار کردند. البته حمایت علمای ایران از شیعیان عراق و علمای نجف نیز متقابلاً در روابط گرم دو جانبه مؤثر بوده است (واعظی، 1387: 42). در واقع، وجود جوامع وسیع شیعه در ایران و عراق، یک رابطه همزیستی میان نهادهای روحانی دو کشور به وجود آورده است (دکمجیان، 1377: 114). ارتباطات موجود میان دو حوزه علاوه بر این که نقش مؤثری در گسترش زبان فارسی دارد، منجر به آشنایی طلاب با فرهنگ و حکومت ایران می شود. آنان از نزدیک واقعیت های جامعه ی ایران را درک می کنند و هنگامی که به جامعه ی خویش بر می گردند همانند مبلغ عمل می نمایند و می توانند معرف فرهنگ و جامعه ی ایران برای سایر مردم کشور خویش باشند.

2-12. علقه های راهبردی

رژیم بعثی عراق، رژیمی ذاتاً ضدِّ ایرانی بود. ایدئولوژی ضدّیت با ایران، یکی از عناصر سازنده حزب بعث بود. به عبارت دیگر حزب بعث چنان ساختمانی از پندار و هنجار از ضدّیت با ایران را ساخته بود که نمی توانست از این دیوارهای دشمنی ذهنی خارج شود. بر این اساس مخرج مشترک نگاه فوری ایرانیان به عراق، به خصوص پس از به قدرت رسیدن صدام حسین و حاکمیت حزب بعث در بغداد، همواره بر پایه بی اعتمادی و سوءِ ظن قرار داشته است. حضور حزب بعث در بغداد، ناسیونالیسم ایرانی را به چالش کشید و نه تنها تعادل در منطقه را بر هم ریخت، بلکه منشأ تنش ها و مشکلات بسیار برای ایران و همسایگان این کشور گردید. تهاجم به ایران و تحمیل جنگ 8 ساله، نمونه ی بارز سیاست های افراطی حکومت بعث در عراق بوده است (برزگر، 1387: 61-60). پس از آتش بس جنگ ایران و عراق و حمله جنون آمیز صدام به کویت، بازتاب آمریکا و اشغال این کشور و در نهایت سقوط صدام روابط میان دو دولت ایران و عراق که تاکنون بر پایه بی اعتمادی و سوءِ ظن قرار داشت در ابعاد مختلف متحول گردید.

یکی از دستاوردهای مهم ناشی از سقوط صدام را باید سقوط حزب بعث دانست. علاوه بر آن ارتش عراق، دستگاه حزب بعث و ساختار الاستخبارات آن رژیم نیز از بین رفتند که خود از دستاوردهای راهبردی برای ایران محسوب می شوند. نابودی حزب بعث و ساختار سیاسی آن، آرزویی استراتژیک برای ایران بر اساس محاسبات منافع ملی بود. اجماع استراتژیکی در مطلوبیت حذف رژیم بعث و بر هم خوردن ساختارهای تشکیل دهندة آن یعنی حزب، ارتش و دستگاه های اطلاعاتی آن وجود داشت. به عبارتی، به رغم همه مخالفت های اصولی، ساختاری و بنیادین با نفس حرکت آمریکا علیه عراق، وحدت نظر و اجماعی بی نظیر بین نخبگان و مردم ایران در سودمندی حذف صدام و رژیم او وجود داشت (سجادپور، 1383: 812). با برگزاری انتخابات آزاد در این کشور و روی کار آمدن نوری المالکی، زمینه های پیوند مجدد میان دو دولت- ملت که تا کنون به مثابه دو جزایر جدا از هم در یک منطقه جغرافیایی ادامه حیات می دادند، فراهم شد. با توجه به پیشینه تاریخی، ارزش ها و تجانس فرهنگی میان دو کشور، شرایط برای استحکام روابط محیا شد، رشد فزاینده زائران به عتبات عالیات عراق مانند کربلا، نجف، کاظمین و نیز به شهرهای مقدس ایران مانند مشهد و قم از سرگرفته شد که در نتیجه ی آن قدرت نرم ایران در دولت – ملت عراق افزایش یافته است و برای آینده نامعلوم ادامه خواهد یافت.

نتیجه گیری

جمهوری اسلامی ایران به دلیل همسایگی با کشور عراق و داشتن برخی اشتراکات تاریخی و فرهنگی- مذهبی، دارای قدرت نرم در این کشور است. در این مقاله منابع قدرت نرم فرهنگی– مذهبی ایران مورد بررسی قرار گرفت که برخی از یافته های حاکی از آن است که؛ حضور امام خمینی (ره) در عراق، ریشه های ایرانی کشور عراق، عادت های تاریخی، زبان فارسی در عراق، سازمان های فعال فرهنگی- مذهبی، رواج موسیقی سنتی ایرانی در عراق، انجمن های دوستی، حضور درصد قابل توجهی از شیعیان در دو کشور، وجود حوزه های علمیه در دو کشور و مبادلات علمی و فرهنگی بین آن ها و... از منابع فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در عراق نوین می باشد. شناخت این مؤلفه های می تواند کارشناسان و سیاستمداران را در راستای تقویت قدرت نرم در این کشور یاری رساند. می توان راهبردهایی را برای ارتقاء و بازتولید قدرت نرم ایران در کشور عراق پیشنهاد داد که برخی از آنها عبارتند از: برگزاری دائمی و مستمر جشن های تاریخی- مذهبی مشترک میان عراق و ایران با حضور مقامات بلندپایه، گرامی داشت اعیاد ملی عراق توسط مسئولین کشور در راستای تحکیم روابط فرهنگی، گسترش زبان فارسی در کشور عراق از طریق برگزاری سمینارها، همایش ها، تولید برنامه های آموزشی و پخش کتب فارسی در محیط های علمی این کشور، تقویت سازمان های مذهبی و فرهنگی میان دو کشور، افزایش روابط انجمن دوستی ایران و عراق و حمایت مسئولین کشوری ایران از این انجمن ها، تلاش در راستای گسترش موسیقی و هنر سنتی ایران در کشور عراق و علی الخصوص در مناطق شمالی این کشور، همراهی با شیعیان عراق، جلب توجه و حمایت آن ها برای پشتیبانی از سیاست های اتخاذی جمهوری اسلامی ایران، تقویت کارهای فرهنگی سفارت خانه ایران در عراق و غیره.

-احمدی، سید عباس و الهام سادات موسوی(1389)، «جغرافیای شیعه و فرصت های ایران در قلمروهای شیعی جهان اسلام»، در مجموعه مقالات چهارمین کنگره بین المللی جغرافیدانان جهان اسلام، زاهدان: دانشگاه سیستان و بلوچستان.

-احمدی، عباس(1390)، ایران، انقلاب اسلامی و ژئوپلتیک شیعه، تهران، اندیشه سازان نور.

-افتخاری، اصغر و احمد جانی پور(1392)، «منابع قدرت نرم انقلاب اسلامی؛مطالعه موردی: تحلیل وصیت نامه شهدای دانشگاه امام صادق(ع)»، پژوهشنامه انقلاب اسلامی. سال سوم، زمستان، شماره9، صفحات46-23.

-افتخاری، اصغر(1391)، «مفهوم و جایگاه جنگ نرم در انقلاب اسلامی؛ بر اساس اصول قرآن کریم»، پژوهشنامه انقلاب اسلامی، سال اول، بهار، شماره2، صفحات27-1.

-آقایی، عبدالرضا (1388)، «دوران تبعید امام خمینی (ره) در عراق»، ماهنامه رشد، دوره یازدهم، زمستان، شماره 2.

-امام شوشتری، سید محمد علی (1347)، «کشور عراق از دیدگاه فرهنگ و تمدن رنگ ایرانی دارد نه غربی»، نشریه بررسی های تاریخی، سال سوم، شماره 15و 16.

-باقری، سیامک (1387)، بسیج و مدیریت قدرت نرم: رویکردی سیستمیک، در قدرت نرم، جلد3، تهران: پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج.

-برنا بلداجی، سیروس (1391)، عراق نوین و بایسته های استراتژیک ایران، تهران: کانون پژوهش های خلیج فارس.

-بیکی، مهدی (1389)، قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی لبنان)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

-بیگدلو، مهدی (1390)، «تأثیر پدافند غیرعامل بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه راهبرد دفاعی، سال نهم، پائیز، شماره .34

-پارساپور، روزبه (1388)، بغدادنامه (بررسی ریشه های ایرانی کشور عراق، بر پایه مستندات تاریخی)، تهران: مرکز مطالعات خلیج فارس.

-پارساپور، روزبه (1389)، «نقش ایران و عراق در تأمین امنیت خلیج فارس»، ماهنامه خلیج فارس و امنیت، سال دهم، شماره 104، فروردین.

-پیشگاهی فرد، زهرا و دیگران (1390)، «جایگاه قدرت نرم در قدرت ملی با تأکید بر جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه راهبرد، سال بیستم، زمستان، شماره 61.

-تویسرکانی، مجتبی (1388)، «تحلیلی بر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران درآسیاسی مرکزی در مقایسه با خاورمیانه»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 67.

-جعفریان، رسول (1386)، تشیع در عراق، مرجعیت و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

-جمالی، جواد (1389)، «تأثیرسنجیِ قدرت نرم انقلاب اسلامی ایران بر انقلاب‌های عربی»، فصلنامه عملیات روانی، سال هفتم، بهار و زمستان، شماره 28.

-خسروی، محمد علی و عباسعلی جباری ثانی (1390)، «ظرفیت های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دیپلماسی عمومی»، فصلنامه مطالعات سیاسی، سال سوم، بهار، شماره 11.

-خواجه سروی، غلامرضا و مریم رحمنی(1391)، «انقلاب اسلامی ایران و گفتمان سیاسی شیعه در عراق»، پژوهشنامه انقلاب اسلامی، سال اول، تابستان، شماره 3.

-داداندیش، پروین و افسانه احدی (1390)، «جایگاه دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران»، فصلنامه روابط خارجی، سال سوم، بهار، شماره اول.

-دادفر، سجاد (1389)، «تحول و دگردیسی در نمای جامعه شناختی شیعیان عراق در قرن بیستم (علل – پیامدها)»، فصلنامه شیعه شناسی، سال هشتم، زمستان، شماره 32.

-درخشه، جلال و مصطفی غفاری (1390)، «دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در جهان اسلام فرصت ها، اقدامات، اولویت ها و دستاوردها»، مطالعات فرهنگ- ارتباطات، سال دوازدهم، زمستان، شمارة شانزدهم.

-دکمجیان، هرایر (1377)، اسلام در انقلاب جنبش های در جهان عرب، ترجمة حمید احمدی، تهران: انتشارت کیهان.

-دهشیری، محمدرضا (1385)، «جایگاه قدرت نرم در انقلاب اسلامی ایران»، فصلنامه حضور، تابستان، شماره57.

-زهره کاشانی، علی اکبر(1388)، «تاریخ حوزه علمیه قم از تأسیس تا سده چهارم (تحلیلی بر زمینه ها و عوامل پیدایش و شکوفایی)»، فصلنامه تربیت اسلامی، سال چهارم، شماره 8.

-سجادپور، محمد کاظم (1383)، «ایران و بحران بین المللی عراق: چالش ها و واکنش ها»، فصلنامه سیاست خارجی، سال هیجدهم، زمستان، شماره 4.

-سردار نیا، خلیل اله (1391)، «عراق، استمرار خشونت و رویای دموکراسی: یک تحلیل چند سطحی»، فصلنامه راهبرد، سال بیست و یکم، شماره 63.

-سنائی، اردشیر و محمد رضا عبداله پور (1388)، «رویارویی ایران و آمریکا: رقابت در عرصه قدرت نرم و سخت»، فصلنامه دانشکده علوم سیاسی واحد تهران مرکزی، سال دوم، پاییز، شمارگان هشتم و نهم.

-غفاری هشجین، زاهد و همکاران (1389)، «وضعیت اجتماعی عراقِ پس از نظام بعثی»، رهیافت انقلاب اسلامی، سال چهارم، بهار و تابستان، شماره 12.

-فراهانی، نازنین (1385)، «آئین نوروز در کشورهای همجوار»، نجوای فرهنگ، شماره 2.

-فلاح، رحمت الله (1391)، «برآورد محیط سیاسی شیعیان عراق»، فصلنامه پانزده خرداد، سال دهم، دوره سوم، شماره 34.

-فولر، گراهام و فرانکه رند رحیم (1384)، شیعیان عرب: مسلمانان فراموش شده، ترجمه خدیجه تبریزی، چاپ اول، قم، انتشارات شیعه شناسی.

-قنبرلو، عبدالله (1390)، «الگوهای قدرت نرم در خاورمیانه»، فصلنامه‌ی مطالعات قدرت نرم، سال اول، پاییز،  شماره‌ی 1.

-کلاهدوز، عباس (1389)، «امام با درس حکومت اسلامی انفجاری در حوزه نجف پدید آوردند»، روزنامه ایران سیاسی، سال هفدهم، 16 بهمن، شماره 4715.

-کمالی سرپلی، عبدالقادر (1388)، «سیرتاریخی پیدایش حوزه های علمیه»، سخن تاریخ، شماره 7.

-کمالیان (1387)، دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران و نقش زبان فارسی (گزارش پژوهشی)، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.

-مار، فب (1380)، تاریخ نوین عراق، ترجمة محمد عباس پور، مشهد: بنیان پژوهش های اسلامی.

-محتشمی پور (1376)، خاطرات حجت الاسلام و المسلمین سید علی اکبر محتشمی پور، تهران: انتشارات سوره.

-محقق، سید عدنان (1389)، «نقش و کارکرد فرا طایفه ای مرجعیت شیعه در عراق معاصر»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال هفدهم، پاییز، شماره 3.

-مرادی، حجت اله (1389)، «بررسی راهبرد تهدید سخت و نرم آمریکا در محیط نوین بین المللی»، در قدرت و جنگ نرم از نظریه تا عمل، تهران: نشر ساقی.

-مشایخی، حمید رضا و اصغر خوشه چرخ (1391)، «نگاه نوستالژیک خاقانی و بحتری به ایوان مداین»، ماهنامه ادب عربی، سال 4، بهار، شماره 1.

-ملکی، محمد رضا و انسیه رازقندی (1390)، «دیپلماسی عمومی و دولت احمدی نژاد: بازی در سطح خرد در خاورمیانه»، فصلنامه علوم سیاسی، پاییز، شماره 16.

-موسوی، سید حسین (1382)، «انجمن های دوستی، کوتاه ترین راه شناخت ملل»، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، دوم اردیبهشت ماه.

-نای، جوزف (1383)،  قدرت نرم، ترجمه سید محسن روحانی مهدی ذوالفقاری، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع).

-نای، جوزف (1386)، «منافع قدرت نرم»، ترجمه ناصر بلیغ، فصلنامه مطالعات بسیج، سال دهم، پائیز، شماره 36.

-نای، جوزف (1387)، قدرت نرم؛ ابزارهای موفقیت در روابط بین الملل، ترجمة محسن روحانی و مهدی ذوالفقاری، چاپ دوم، تهران: دانشگاه امام صادق (ع).

-نای، جوزف (1389)، «قدرت نرم و رهبری»، ترجمه عسگر قهرمانپور بناب، در قدرت و جنگ نرم از نظریه تا عمل، تهران: نشر ساقی.

-الیاسی، محمد حسین (1389)، «ماهیت و عناصر قدرت نرم»، در قدرت و جنگ نرم از نظریه تا عمل، تهران: نشر ساقی.